close
چت روم
پنی سیلین زدن بابام

موضوعات سایت
ترول
جوک و لطیفه
آرشيو مطالب
جستجو

ارسال ترول

باسلام خدمت همه بازدید کنندگان سایت ترول خفن ، کسانی که دوست دارند برای ما ترول های خودشون رو ارسال کنند لطفا عضو شوند.

ثبت نام



با تشکر

تنها با یک کلیک عضو بزرگترین مرجع ترول ایران شوید و جدیدترین ترول ها را در پیج فیس بوک خود مشاهده نمائید

تنها با یک کلیک عضو بزرگترین مرجع ترول  ایران شوید و جدیدترین ترول ها را در پیج فیس بوک خود مشاهده نمائید

ترول خفن

موزیک

آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
من و بابام و آبجیم 1 322 fandz
:24: 1 294 negin_z
خاموش کردن…. 0 302 razma
چهار شنبه سوری 0 303 shahi
نویسنده : محسن
دسته : جوک و لطیفه ,



پدرم یه مقدار به صورت تجربی تزریقات رو بلد بود( نه خیلی حرفه ای)
اغلب آمپولای ویتامین رو اون برام میزد، یه بار خواست برام پنی سیلین بزنه، غافل از اینه پنی سیلین محلولش زود سفت میشه (و البته دردشم بیشتره) و زدنش نیاز به تجربه بیشتری داره!
طبق رویه قبلی عینکش رو تنظیم کرد و یه کم از مایع آمپول رو به هوا شلیک کرد! (این صحنه معمولا دلهره آور ترین لحظۀ قبل از آمپوله;) )
آقا این آمپولو زد و بعد از 10-15 ثانیه زجرآور سوزن رو درآورد، سرم رو برگردوندم دیدم یا ابلفررررررررررررررررض!!!! آمپول هنوز پره !
بابامم داشت دوباره به زور سعی میکرد قطراتی از محلول داخل آمپولو که کمی داخل سوزن سفت شده بود بپاشه رو هوا !
آقا، بابام دوباره عینکشو تنظیم کرد و ما باز توکل به خدا کردیم و خوابیدیم! دوباره روز از نو روزی از نو!
دفعۀ دوم به خاطر سفت تر شدن پنی سیلین و تلاش بیشتر بابام جد و آبادم اومد جلو چشمم!
بعد برگشتم دیدم وااااااااااااااااااااااااااااای برمن!!! هنوز سرنگ پره [:O]
حالا خواهرم داره از خنده ریسه میره مادرم هم داره سر بابام قر میزنه
دفعۀ سوم دوباره همون آش و همون کاسه!
مادرم هم هی با بابام دعوا میکرد که کون بچه رو سوراخ سوراخ کردی... بابامم عصبانی شده بود میگفت تو حواسمو پرت میکنی نمیذاری کارمو بکنم! و ...
منم مثل ببر کون زخمی ! اون وسط ولو بودم!
دفعه چهارم و پنجم هم دقیقا به همون حالت! عینکشو تنظیم میکرد دو قطره از سرنگ میپاشید رو هوا و به صورت خستگی ناپذیر در حال خالکوبی !! رو ماتحت بنده بود!
دفعه ششم بالاخره محتویات سرنگ خالی شد... ولی میتونم بگم 80 در صدش پاشیده شده بود رو هوا !!!
فک کنم همون پودر پنی سیلین رو بو میکردم پنی سیلین بیشتری وارد بدنم میشد!

خلاصه من از اون به بعد مثل آبکش به حیاتم ادامه دادم!


برچسب : جوک و لطیفه ,
سه شنبه 24 دي 1392
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

پیچک

عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار کاربران
نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟
آمار مطالب
کل مطالب : 341
کل نظرات : 22

آمار بازدید
بازديد امروز : 14 نفر
بارديد ديروز : 12 نفر
ورودی گوگل امروز : 0 نفر
ورودی گوگل ديروز : 0 نفر
بازديد هفته : 26 نفر
بازديد ماه : 257 نفر
بازديد سال : 1,452 نفر
بازديد کلي : 57,074 نفر

وضیعت آنلاین
افراد آنلاین : 1 نفر
نظرسنجی
نظرتون در مورد ترول های سایت ترول خفن چیست؟









خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود